انگار همین دیروز بود …

| احسان رافتی |
دوست داشتم سایت یا وبلاگی داشته باشم که عکس‌هایم را در آن بگذارم. همین شد که احسان رافتی دات کام آغاز به کار کرد…
در روزنامه کار می‌کردم. عکس‌هایم نهایت یکی‌اش در روزنامه چاپ می‌شد و بقیه‌اش هیچ … نه دیده می شد و نه چیز خاصی …
سایت شروع به کار کرد و عکس‌هایم را رویش قرار دادم. سال ۸۳ خیلی سایت عکاسی نبود و این سایت توسط دوستانم مورد استقبال قرار گرفت و آن‌ها خواستند که عکس‌هایشان را در کنار عکس‌هایم در سایت قرار گیرد و این شد که دوربین.نت شکل گرفت. و دوستان مطبوعاتی که در روزنامه کار می‌کردند عکس‌هایشان را در دوربین.نت قرار دادند و …
سالگرد دوربین.نت به دوستان پیشنهاد یک جشنواره عکس داخلی را دادم برای اعضا که هر سال دور هم جمع شوند عکس‌هایشان را به نمایش بگذارند و از تجربیات هم استفاده کنند. همه مخالفت کردند که بی‌خیال. ما کجا جشنواره کجا. خیلی ها مانده اند و …
اما سمج‌تر از این حرف‌ها بودم. شرط بستیم. اگر استقبال شد جشنواره ادامه پیدا کند و آنها از من حمایت کنند.
جشنواره اول برگزار شد. صبح. کله سحر. ساعت ۱۰ صبح. پیش بینی می‌کردند هیچ کس نیاید یا نهایت ده بیست نفر …
اما سالن پر شد. پرپر … خیلی‌ها آمدند. رضا معطریان ، حسن سربخشیان، بابک برزویه، میلاد پیامی، حسین فاطمی ، عکاسان ایسنا، فارس، مهر و …
اما دوستان سرقولشان نماندند ولی من به احترام همه کسانی که آمدند و بودند با کمک جدیدترها و بقیه چهارمین دوره‌اش را با همه سختی‌هایی که داشت برگزار کردیم …
یاد دوستان دور اول بخیر …

اشتراک گذاری

۲ یک نظر

  1. الهام صالح

    شاید گاهی آدم نداند چه اندازه فعالیتش موثر است، شاید گاهی فراموش کند، اما باید به گذشته بازگشت، به آن فکر کرد تا مطمئن شد. کاری که شروع کردی، بی اغراق، کار بزرگی است…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.