يادداشت

تکان دهنده، واژه کوچکی است

الهام صالح

«تو لذت النگو به دست کردن را از من گرفتی!» این جمله، بخشی از یکی از شرح عکس های نمایشگاه «قربانیان جنگ» است که تا 4 خرداد در نگارخانه راه ابریشم ادامه دارد. باید زن باشی تا درد این جمله را بفهمی. فقط باید زن باشی. اینجاست که «مهدی منعم»، مخاطب هدف خود را مشخص می کند. تو، یک زن هستی و این زنجیر خاردار، گرفتارت می کند، درست می چسبد به مچ دستت، همان جا که مین لعنتی، آن را از دست های زن دزدیده. عکس های منعم، سیاه و سفیدند، 40 قطعه عکس سیاه و سفید از مردم 5 استان مرزی ایلام، کردستان، کرمانشاه، خوزستان و آذربایجان غربی. همان مکان هایی که بمب های شیمیایی فرود آمد، مین ها کاشته شد و نفس ها به شماره افتاد. عکس ها سیاه و سفیدند و زندگی، سیاه است برای قربانیان جنگ.

تماشای عکس هایی که نمایشگر رنج اند، تکان دهنده است. شرح عکس ها تو را به فاجعه، نزدیک تر می کند. نوشته شده عبدالواحد اسماعیلی بر اثر انفجار مین، نابینا شده. نوشته شده پزشکان هر دو دست او را قطع کرده اند. کتابی به خط بریل، روبروی پسر باز است، دست که ندارد، نوشته ها را با لب ها لمس می کند. نوشته شده:«گروه پزشکی سیار در شرایط اضطراری مصدومان شیمیایی را در منزل ویزیت می کنند.» نوشته شده:«زینب خرازی در بمباران شیمیایی سال 1366 سردشت به همراه خانواده اش مصدوم شد.» این که مادر و پسر مصدوم را در کنار هم ببینی، چیزی از روحت کم می کند، شادی برای دقایقی، پر می کشد. این مردم؛ قربانیان جنگ، زندگی را به سختی نفس می کشند. و این جنگ لعنتی، هنوز در همه جای دنیا ادامه دارد. عکس ها تکانت می دهند و این همان هدف عکاس است:«برای صلح بکوشیم.» عکاس، همه مخاطبان را هدف قرار داده، مخاطبانی از اینجا تا هر جای دنیا. «قربانیان جنگ»، تکان دهنده است، تکان دهنده، واژه کوچکی است، بسیار کوچک.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *