يادداشت

نقدی بر عکس های ششمین جشنواره عکس رشد

در خدمت موضوع
الهام صالح

بچه ها به سختی از رودخانه عبور می کنند؛ دخترهایی در لباس فرم مدرسه، اما آن ها تنها نیستند، یک بزرگ تر همراهی شان می کند تا از روی سنگ های نشسته بر رودخانه عبور کنند، تک تک و با احتیاط. عکاس هم همین حوالی است، این منظره را ثبت می کند و عکس در گرایش «آموزش و پرورش» ششمین جشنواره عکس رشد به نمایش درمی آید.
دخترها با کوله های رنگی، با پولیورهای رنگی، در صفی چند نفره در حال گذر از مسیر، لباس های رنگی آن ها بین سیاه و سفید درخت ها و برف نشسته بر زمین، تضادی زیبا ایجاد کرده.
این هر دو عکس، در خدمت یک مفهوم قرار دارند؛ سختی تحصیل در شهرهایی بجز تهران. اما فقط این دو عکس نیستند که این شرایط را به رخ می کشند، اغلب عکس های گرایش «آموزش و پرورش» با همین هدف عکاسی شده اند.
پسربچه هایی نشسته پشت نیمکت های چوبی و فلزی، همگی در حال تمرین، تا اینجای تصویر، کاملا طبیعی است، اما چشم مخاطب بر پسرک هایی که بر کف کلاس دراز کشیده اند و می نویسند، متمرکز می شود. این هم یکی از همان عکس هاست که شرایط دشوار تحصیل را نمایش می دهد. عکس ها در خدمت این مفهوم قرار گرفته اند، این را بیننده هم حس می کند و شاید به همین دلیل است که از لبه نیمکتی که در همین عکس، بی دلیل در قسمت پایین کادر قرار گرفته، چشم پوشی می کند.
کادرها شسته و روفته نیستند، گاهی عناصری زائد در میان آن ها دیده می شود مثلا در عکس «برنامه هفتگی» از خراسان رضوی، عکس شلوغ است، کیسه گچ کنار حیاط، انبوه آجرها، بشکه کنار در، این ها همه، کادر را شلوغ کرده اند، اما این زوائد در خدمت موضوع عکس است، در خدمت دخترکی نشسته بر صندلی قرمز که روی در چوبی کنار حیاط، تمرین می کند. این در خدمت مفهوم بودن، مخاطب را از سختگیری، دور نگه می دارد، اما این چشم پوشی در همه عکس ها فراگیر نیست. در عکس «نوبت در صف» از همدان، مجموعه کیف هایی را می بینیم که قرار است نگهدارنده جای بچه ها در صف باشد، عکس زیباتر بود اگر کادر، بهتر تنظیم می شد و بخشی از پله در آن قرار نداشت.
بین عکس های گرایش «آموزش و پرورش» ششمین جشنواره عکس رشد، عکس های یادگاری هم هست، اما همین ها در خدمت موضوع قرار دارند. «خوابگاه» از خراسان رضوی، یکی از همین هاست. پسرها همگی به دوربین زل زده اند، با لبخندهایی بر لب، شانه به شانه هم، اما این عکس یادگاری، شرایط یک خوابگاه دانش آموزی پسرانه را تصویر می کند.
«ایران، سرزمین پر گهر»، دومین گرایش ششمین جشنواره عکس رشد، یک نام بامساست. در این گرایش، عکس ظرف های لعابی لاجوردی و فیروزه ای، چیده شده روی ردیف آجرها و نوری که از روزنه ای در سقف بر این فضا می تابد، مخاطب را دچار لذت بصری می کند. «آلو»، بام های یکی از شهرهای کوچک و شاید یک روستا (چه حیف که نام دقیق شهر یا روستای ثبت شده در هیچ یک از عکس ها نیست) را به تصویر کشیده، نزدیک ترین بام، مملو از آلو است و بام های دیگر تا دورترین فاصله نیز چنین اند. «صید ماهی»، عکسی از اصفهان، با رنگ های زرد تورهای ماهیگیری، بادگیرهای سیاه صیادها، آبی آسمان، سفیدی ابرها و قرار گرفتن منحنی وار تور و صیادها، مخاطب را میخکوب می کند. عکس های این گرایش، برازنده عنوان «ایران؛ سرزمین پر گهر» هستند و به حق، آداب و رسوم حاکم بر این سرزمین را شرح می دهند.
عکس های گرایش دانش آموزی هم گاه آنقدر زیبا هستند که این نکته که دانش آموزان، آن ها را ثبت کرده اند، دور از ذهن به نظر می رسد. «کلاغی در چرخ و فلک»، یکی از همین هاست. جای گرفتن چرخ و فلک در بیشترین بخش کادر، ضد نور شدن آن، رنگ آسمان و بیش از عناصر دیگر، کلاغی در حاشیه سمت چپ کادر و در فاصله ای اندک از چرخ و فلک، ترکیب بندی زیبایی ایجاد کرده، تصویری که نشان می دهد عکاس با رنگ و کادر، آشنا بوده و بهترین زمان را برای فشردن دکمه شاتر انتخاب کرده. این عکس، به تصویر کشنده همان «لحظه قطعی» است. این لحظه را نه در همه عکس ها، اما در برخی از آن ها می توان دید. آنچه در همه تصاویر وجود دارد، عناصری است در خدمت مفهوم عکس و آنچه از عکس ها در ذهن مخاطب باقی می ماند، همین «مفهوم» است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *